')

هی تو پروانه من همچو شمعم که از رفتن تو بسوزم

رفته ای بی من هی بی وفا تو چه آورده ای به روزم

بی خبر رفته ای و خبر از دل بی قرارم نداری

اتشم میزند این تب عاشقی این غم بی قراری

بی قرارم نگارم تیره شد روزگارم

ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

بی قرارم نگارم بازا تیره شد روزگارم



ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

در قفس مانده ام بی نفس مانده ام ای امان از جدایی

همچو لالایی خواب شیرین تو را خواهم ای دوست کجایی

همچو ماهی که در برکه ی قلب من عکس رویت نباشد

رفته ای تو دگر شوق دیدار من ارزویت نباشد

بی قرارم نگارم تیره شد روزگارم

ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

بی قرارم نگارم بازا تیره شد روزگارم

ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا

لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا

دیدگاه های این پست
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی